درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مهری شجاعی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فردایی روشن
شنبه 30 شهریور 1398 :: نویسنده : مهری شجاعی       
عیسی مسیح میگوید: بیایید بچشید و ببینید که خداوند نیکوست

این دعوت تمامی مرشدان حقیقت است. دعوت به چشیدن طعم خداوند و درک نیکویی و زیبایی سرور انگیزش... 
اما چگونه میتوان خدا را چشید؟ 
بر طبق تعالیم حق، خدا زندگی ست، و زندگی خداست. و چشیدن طعم خدا مُُیَسر نمیشود الا به زیستن در اینجا و اکنون، با اعتماد، تسلیم و خالی شدن از آرزوها و جاه طلبی های نفسانی.
خدا در زندگی حضور دارد و زندگی فقط در لحظه ی شگفت انگیز "حال" رخ میدهد. با زیستن در لحظه و خالی شدن از آرزوها، انسان طعم خدا را که همانا طعم زندگی حقیقی است میچشد و نیکویی او را درک میکند
اعتماد، تسلیم به اراده الهی و زیستن در لحظه حال، کلید گشایش دروازه های ملکوت خداست. و ملکوت خدا جای خاصی نیست. آن در زندگی و زیستنی قرار دارد که با عشق و اعتماد به خدا زیسته میشود. خدا اینجاست و ملکوتش هم در همینجاست. در دل همین زندگی که به سادگی و بی توجه از کنارش عبور میکتیم و در سراب آرزوها گم میشویم
ما در سرزمین مقدسیم...





نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 31 تیر 1398 :: نویسنده : مهری شجاعی       
سافار"روانشناس بزرگ ایتالیایی،الفبای زندگی را این چنین بیان میکند:
 
A...
پذیرا باشید : Accept
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد

که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.
B...
خودتان را جدا سازید: Break away
خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.
C...
خلق کنید: Creat
خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ،آرزوها ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.
D...
تصمیم بگیرید: Decide
تصمیم بگیریددر زندگی موفق باشید درآن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.
E...
کاوشگر باشید : Explore
جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید
چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را
بیشتر می شناسید.
F...
ببخشید : Forgive
ببخشید و فراموش کنید.کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.
G...
رشد کنید: Grow
عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.
H...
امیدوار باشید: Hope
به بهترین چیزها امید داشته باشید وهرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر
است،البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.
i...
نادیده بگیرید: Ignore
امواج منفی را نادیده بگیرید.روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته رابخاطر
بسپارید.پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده خواهد بود.
J ...
سفر کنید: Journey
به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید .
سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد
و احساس زنده بودن می کنید.
K...
بدانید: Know
بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد .
همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.
L...
دوست بدارید: Love
اجازه دهید که عشق به جای نفرت،قلبتان را پر کند.زمانی که نفرت در قلب شما
ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در
قلبتان ساکن است ،تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.
M ...
مدیر باشید: Manage
بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد .
استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.
N...
توجه کنید: Notice
هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.
O...
باز کنید: Open
چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ،
حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.
P...
بازی و تفریح کنید: Play
فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید .
بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.
Q...
سوال کنید: Question
چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید
R...
آرامش داشته باشید: Relax
اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید
که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.
S...
سهیم شوید: Share
استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ،
زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.
T...
تلاش کنید: Try
حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید .
با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره می شوید.
U...
استفاده کنید : Use
از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید .
استعدادهایی که تلف شوند,ارزشی ندارند.
استفاده صحیح از استعدادها وتواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد
V...
احترام بگذارید: Value
برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید
و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.
W...
خواستن : Want
خواسته های خود را به کائنات بیان نمایید و منتظر وقوع آنها در زمان مناسب باشید.
X...
اشعه ایکس: X-Ray
با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید
در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.
Y...
اجازه دهید: Yield
اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود.
اگر شما در راه درستی حرکت کنید،درانتها خوشبختی را خواهید یافت .
تمرکز کنید: Zoom
زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید.




نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 تیر 1398 :: نویسنده : مهری شجاعی       
من به او گفته ام که باید از جنگل عبور کند اما شاید او دوست داشته باشد مدتی را به گردش در میان مناظر جنگل بگذراند و به صدای آواز پرندگان گوش دهد، شاید دوست دارد مدتی را زیر سایه درختان استراحت کند، اما امیدوارم چرایی بودنش در جنگل را فراموش نکند و در آن گم نشود. از جنگل گفتم و روشنایی کافی نور خورشید و ماه و ستارگان ز روز یا شب اما از نوع و طول عمر درختانش و شرایط رشدشان چیزی نگفتم، درختان بلند مانع دیده شدن افق پیش رو میشوند و محدوده نگاه فرد را محدود به اطراف نزدیک خودش میکنند، اما گفتم که میتوان از ریسمانهای آویخته از درختان بالا رفت و از شاخه ها در بالای درختان پرید، از آن بالا همچنان میتوان منظره اطراف جنگل و دوردستها را دید، برای آنهاییکه راه رفتن در آن پایین را ترجیح میدادند نیز گفته بودم اگر ترس در وجودشان به هر دلیلی چه از هیبت درختان تنومند جنگل و چه گم شدن یا تاریکی اش را دارند وسایلی کمکی با خود همراه داشته باشند.
من به او گفته ام که باید از کوه عبور کند اما شاید زمانیکه او خود را به قله بلند این کوه رساند به تماشای مناظر دو طرف کوه بنشیند، به آن رودخانه و جنگلی که پشت سر گذاشت خیره شود و به شهری که در سوی دیگر قرار دارد ... اما امیدوارم فراموش نکند که او باید از سمت دیگر این کوه پایین بیاید و مغلوب حس بالا بودن نشود که پایین آمدن در اوج بالا بودن خود ادامه مسیر است.
وابستگی ها و لذتهای زندگی چه مادی و چه عاطفی، باورهایتان اعم از اتکا به دانش علمیتان و یا اعتقادات مذهبی و مقدس شمردن های بیشمارتان، پیروی و تقلید از الگوهای فردی و عرفانی یا فرو رفتن در فلسفه بودن ها یا نبودن ها ... اینها همان رودخانه و جنگل و کوه های در مسیرتان هستند، آنها خود مسیر نیستند بلکه در مسیرتان هستند، هرکدام اینها میتواند شما را مسحور خود کرده و مشغولتان کند، اینها برای توانمند کردن شما در مسیرتان قرار گرفته، رودخانه هست تا اگر دوست داشتی بتوانی مهارت شنا کردن را بیاموزی، پارو زدن را تجربه کنی، اعتماد به نفست بر روی پل معلق را محک بزنی، جنگل هست تا مسیریابی در روز و شب را بفهمی، بالا رفتن از درخت یا جهش بوسیله ریسمانهایش را به لذتی جدید تبدیل کنی، کوه هست تا بدانی که هیچ مانعی تو را از هدفت باز نمیدارد و تو میتوانی بالاتر از رود و جنگل هم باشی و ورای آنها ببینی، تو از همه اینها می توانی عبور کنی به شرطیکه روزی بفهمی برای رسیدن به مقصد به جای اینکه  مدت زمان طولانی در هر کدام آنها توقف کنی و در آن خط بمانی، ناچاری که از آنها عبور کنی.

منبع : تلگرام (مطالب ازاد)





نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 فروردین 1398 :: نویسنده : مهری شجاعی       

زیباترترین "معماری" من ،
ساختن "ذهن و دل" خویشتن است .
در گستره ی وسیع اندیشه ی خود ،
سازه ای باید ساخت ،
با ستونهایی برافراشته از افکارم …
و مصالح ، همه از جنس امید ،
و مراقب باشم ،
نقش "افکار غلط" در ذهنم ،
نقشه ی "تخریب بنیاد" من است
میتوان زیبا زیست
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم
نه چنان بی مفهوم
که بمانیم میان بد و خوب
لحظه ها میگذرند
گرم باشیم پر از فکر و امید
عشق باشیم و سراسر خورشید
زندگی همهمه مبهمی از رد شدن خاطره هاست
هر کجا خندیدیم
هر کجا خنداندیم
زندگانی آنجاست
بی خیال همه تلخی ها...





نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 بهمن 1397 :: نویسنده : مهری شجاعی       
➕دوستی گفت من رژیم دارم.
➖گفتم: شما وزن متعادلی دارید. نیاز به رژیم نیست

او گفت: رژیم در تغذیه نیست 
رژیم تفکر و رفتار است...
در این رژیم اجتناب می کنم از: 
۱- افکار منفی
۲-آدمهای منفی مخرب و غیرسازنده
۳-کسانی که لبخند را از من می گیرند.

۴-آنهایی که باعث میشوند سایه غم و حسرت بر نگاهم چیره شود.
۵-آنها که باعث می شوند اعتماد به نفسم را از دست بدهم.
۶- آنهایی که چوب لای چرخ زندگیم میگذارند.

او گفت: اگر یک ماه این رژیم را رعایت کنم؛ کلی از بیماری‌های فکری و وسواسی من کم میشود و کیفیت زندگی‌ام بالا میرود

به راستی که تک‌تک ما به چنین رژیمی شدیداً نیاز داریم...





نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 دی 1397 :: نویسنده : مهری شجاعی       
آپلود عکس

از این لحظه به همه چیز با نگاه خیر و بركت بنگر.

 وقتی می گویم همه چیز، منظورم همه چیز است. 
حتی وقتی احساس درد می كنی، خیر و بركت است.
 شاید تو ندانی، اما آن خیر و بركت است. 




ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر محدثه       
( بخت بیدار)
آپلود عکس
                                                   


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر محدثه       
به نام خداوند مهربان و توانا
آپلود عکس

گوهر پنهان


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 مرداد 1397 :: نویسنده : همسفر محدثه       
"قله و دره"آپلود عکس

 به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی ،
همزمان در کنار دره ای عمیق ایستا ده ای.

همسفر ژاله






نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 مرداد 1397 :: نویسنده : مهری شجاعی       


معنای قدرت، همیشه به زور بازوها و تازیدن در میدان نیست.
قدرت واقعی از آنِ آدم‌هایی است که با تمام دلواپسی‌ها، ایستادگی می‌کنند و بی‌اعتنا به حرف‌های واهی، با لبخندی کش‌دار ادامه می‌دهند. 
بی‌رحمانه مهربان‌اند، اما دور می‌شوند 
از دنیای آنانی که دوست‌داشتن و عشق را به بازی گرفته‌اند. 
برای فرار از تنهایی، هر کسی را وارد زندگی‌شان نمی‌کنند و از یاد نمی‌برند رابطه‌ی بی‌عشق، تنها اسیر واژه‌ها شدن است. 

قوی‌ترین آدم‌ها هم، همیشه قوی نبوده‌اند
گاهی از همه چیز خسته و از همه‌کس شکست خورده‌اند، اشک‌ها ریخته‌اند و شب‌هایی دراز را بیدار مانده‌اند اما برای پس گرفتن دوباره‌ی زندگی، چشم در چشم مشکلات، با اراده‌ای قوی و قدرتی دو چندان بلند شده‌اند و غم‌ها را شکست داده‌اند.






نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 مرداد 1397 :: نویسنده : مهری شجاعی       
یک کشیش، خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی‌ خانمان با لباس‌های ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا می رود... خودش ماجرا را این طور
 تعریف می کند: 
نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کلیسا رفتم، به خیلی ها سلام کردم اما فقط ۳ نفر از این همه جمعیت جواب سلام من را دادند... به خیلی ها گفتم، گرسنه هستم اما هیچ کس حاضر نشد یک دلار به من کمک کند... سپس وقتی رفتم در ردیف جلو بنشینم، انتظامات کلیسا از من خواست که از آن جا بلند شوم و به عقب برگردم... به هر حال وقتی شبان کلیسا اسم کشیش
 جدید را اعلام می کند، 
تمام کلیسا شروع به کف زدن می کنند
 و این مرد ژولیده از جای خود بلند 
می شود و با همین قیافه به جلوی کلیسا
 دعوت می شود... مردم با دیدن او سرهایشان را از خجالت
 خم می کنند، عده ای هم گریه می کنند
 و این مرد سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل آغاز می کند:

گرسنه بودم، غذا دادید... تشنه بودم، آب دادید... مریض بودم به عیادتم آمدید... خیلی ها به کلیسا می روند، اما شاگرد و پیرو راستین عیسی مسیح نیستند... خدا به دنبال جمعیت نیست، 
خدا به دنبال دستیست که کمک می کند،
 قلبی که محبت می کند، 
چشمی که برای دیگران نگران است
 و پایی که برای ناتوانان برداشته 
می شود.


.




نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 تیر 1397 :: نویسنده : مهری شجاعی       
لطفاً خودتان را به رسم کنگره معرفی کنید؟

سلام دوستان مرجان هستم همسفر کامران. مسافرم 20 سال مصرف آنتی ایکس تریاک و شیره داشتند، 18 ماه و سه روز به روش دی اس تی و با داروی اپیوم به راهنمایی آقای خدامی سفر کردند، راهنمای خودم در حال حاضر سرکار خانم آنی، آزادی از اعتیاد 10 سال و 7 ماه. در ادامه هم سفر نیکوتین داشتند با نیکوتین خوراکی و به روش دی اس تی ده ماه سفر کردند به راهنمایی آقای مهندس دژاکام، رهایی از نیکوتین 5 سال و شش ماه.



 

رمز موفقیت و ماندن در کنگره چیست؟

 فرمان‌برداری و رعایت حرمت‌ها و قوانین. فرقی نمی‌کند در چه مقطعی باشی، سفر اول، سفر دوم، مرزبانی، کمک راهنمایی، دیده‌بانی.

با توجه به عشقی که یک کمک راهنما به خدمت کردن در کنگره دارد چگونه می‌تواند بعد از 4 سال لژیون را راحت تحویل دهد؟

 در کنگره به افراد اجازه داده می‌شود که 4 سال لژیون را اداره کنند و محصول و نتیجه خوبی را ارائه دهند. ضمن اینکه لژیون به راهنما کمک می‌کند مرتباً آنچه آموخته است را یادآوری کند هم به خودش هم به دیگران. با پایان 4 سال مسئولیت فرد به اتمام می‌رسد و این به این معنی است که این مسئولیت از او گرفته می‌شود. اگر فرد در این مقطع حالش خراب شود به معنی این است که ظرف وجودی‌اش به جهت پذیرش آموزش‌های کنگره آماده نیست. اگر خواسته قوی برای آموختن داشته باشد، در کارگاه‌ها هم بنشیند می‌تواند بیاموزد. پس شانس آموختن هیچ‌گاه از او گرفته نمی‌شود. به عبارتی اگر از تحویل لژیون ناراحت شود شاید به این دلیل هم باشد که دربند ظاهر جایگاه راهنمایی شده است و به ماهیت کار آن توجه نکرده است.

همسفرانی که جایگاه خدمتی خوبی را در کنگره به دست آورده‌اند مثلاً جایگاه کمک راهنمایی، اما مسافر آن‌ها با آن‌ها همراه نیست و حتی گاهی مخالفت می‌کند مثلاً پنج‌شنبه‌ها دوست دارد بیاید اما مسافر اجازه نمی‌دهد توصیه شما برای این دسته همسفران چیست؟

 ما در کنگره آموخته‌ایم که همه به نظرات و انتخاب‌های همدیگر احترام بگذاریم؛ و این را هم آموخته‌ایم که خانم‌ها باید بتوانند رضایت همسرانشان را جلب کنند حتی برای خدمت کردن و اجازه آن‌ها الزامی است. اگر مسافر و هم‌سفر به‌خوبی آموزش‌های کنگره را دریافت کرده باشند و عمل کرده باشند دلیلی برای مخالفت باقی نمی‌ماند. مگر اینکه همسفر نتوانسته بین امور زندگی و کنگره تعادل لازم را برقرار کند. به‌هرحال باید با استفاده از آموخته‌هایش و همچنین مطرح کردن خواسته‌اش بتواند به‌صورت منطقی همسرش را راضی به این امر نماید. چیزی که واضح است این است که همسفر باید مطیع امر همسرش باشد.

آیا می‌شود باوجود داشتن مسافر حال خراب یا مسافر بد سفر، همسفر آرامش داشته باشد چگونه؟

از ابتدای حضور یک همسفر در کنگره واژه رها کردن به او آموخته می‌شود؛ و راه‌های درست رها کردن را می‌آموزد. به عقیده من آرامش میوه رها کردن است. باید بدانیم که هر همسفری که حال خود را به حال مسافرش گره بزند به‌هیچ‌عنوان موفق نخواهد بود. این رها کردن و به خود مشغول شدن برای همسفر لازم است تا گره‌های خود را باز کند. گره‌هایی که با باز کردن بسیاری از آن‌ها جهش عجیبی در همسفر رخ خواهد داد و این جهش قطعاً در زندگی اطرافیان هم تأثیرگذار خواهد بود.



آیا همیشه اول باید مسافر رها شود تا همسفر حرکتش را شروع کند و خدمت بگیرد؟

 برای شروع حرکت از لحظه ورود به کنگره بستر برای همه آماده است؛ و البته برای بسیاری از خدمت‌ها لازم نیست حتماً رهایی به‌دست‌آمده باشد؛ اما برای بعضی از خدمت‌ها هم پیش‌نیاز رهایی وجود دارد. یک دلیلش می‌تواند این باشد که بعداً مشکلاتی نظیر مشکلی که در سؤال 4 مطرح شد برای همسفران پیش نیاید. چون هم‌فاز بودن و هم‌رتبه بودن مسافر و همسفر حداکثر موفقیت را برای آن‌ها به دنبال خواهد داشت.

در مورد دستور جلسۀ استحکام پایه‌های علمی و مالی کنگره من چه کرده‌ام؟ بگویید.

من همیشه می‌گویم اعضا کنگره 60 مثل اعضا یک خانواده هستند. چطور اعضا یک خانواده برای ثبات و استحکام و ادامه نیاز به همدلی و تلاش و کوشش همدیگر دارند؟ چطور برای بهتر زندگی کردن سعی می‌کنند که بیشتر بدانند و دانش بهتر زندگی کردن را کسب کنند؟ چطور برای اقتصاد خانواده تلاش می‌کنند و سعی می‌کنند قناعت کنند، به‌موقع و به تعادل خرج کنند، پس‌انداز کنند و ...؟ اگر اعتقادمان بر این باشد که همه عضو این خانواده بزرگ (کنگره 60) هستیم، پس بدون شک برای ارتقا، رشد و بقاء این خانواده در حد توانمان تلاش می‌کنیم.

چه رابطه‌ای بین رسیدن به تعادل و نظم هست؟

به عقیده من نظم پیش‌نیاز رسیدن به تعادل است. یکی از ابزارهای نیروهای منفی برای رسیدن به خواسته‌های خود، ایجاد بی‌نظمی و آشفتگی است؛ و البته برای منظم بودن در صور آشکار نیاز به این نظم در صور پنهان داریم. هرچه بتوانیم به افکار موجود در ذهنمان نظم بیشتری بدهیم قطعاً این نظم در رفتار ما هم جل

وه خواهد کرد. برای مرتب کردن ذهنمان کافی است که برای خواسته‌هایمان اولویت قائل بشویم. شاید گاهی در این اولویت‌بندی‌ها لازم باشد یک سری از خواسته‌هایمان را حذف و رها کنیم. در این رها کردن‌ها و حذف کردن‌هاست که گشایش در کارها و امورمان اتفاق می‌افتد و نهایتاً نظمی که بر ما و زندگی ما حاکم شده با خود تعادل را به همراه خواهد داشت.

 

با توجه به اینکه در کنگره زیاد شنیده‌ایم که جایگاه‌ها افراد را انتخاب می‌کنند، آیا افراد باید منتظر بایستند تا جایگاه‌ها آنان را برای خدمت انتخاب کنند یا خودشان برای گرفتن خدمت تلاش کنند و به مرزبانان و ... مراجعه کنند؟

 درختی که رشد کند و از دیوار بالا بزند قطعاً دیده می‌شود. من همیشه معتقد بوده و هستم که برای خدمت کردن انسان باید به یک‌ درجه‌ای برسد که دیده بشود. وقتی من زود بیایم، دیر بروم، از کار کردن ابایی نداشته باشم، صندلی بچینم، مشارکت با مطالعه بکنم، محبت کنم، احترام بگذارم، فرمان‌بردار باشم، ...خواه‌ناخواه دیده می‌شوم و دیگر نیازی به مراجعه به مرزبان و دیگران نیست. البته این مهم است که من این کارهایی را که گفتم با نیت دیده شدن انجام ندهم؛ و به نظر من مسئولین شعب که می‌خواهند خدمتگزاران را انتخاب کنند باید به این نکات توجه کنند که عین عمل سالم است. نه اینکه هم لژیونی و شاگردان خودشان را به خدمت بگیرند و مسائل مهم را نادیده بگیرند.

نقش کنگره در زندگی شما چه بوده است؟ خواست و تلاش خودتان چقدر تأثیرگذار بوده است؟

کنگره نقطه عطف زندگی من بوده. امروز می‌فهمم که هرچه قبل از کنگره زندگی کرده‌ام زندگی نبوده. چون اصول درست زندگی کردن را در کنگره یاد گرفتم. شاید بعضی‌ها فکر کنند این یک شعار است، اما آیا به نظر شما اینکه در حین زندگی کردن مدام به این فکر کنی که دیگران چه چیزهایی دارند و تو نداری، یا اینکه دیگران با تو چه کردند حالا نوبت تو هست که از آن‌ها انتقام بگیری، یا فلانی چی گفت پشت سرت برو خدمتش برس و...این زندگی کردن است؟ در کنگره دارم یاد می‌گیرم چطور درست زندگی کنم و این برای من بسیار ارزشمند هست و حاضر نیستم به هیچ قیمتی آن را از دست بدهم. انسان وقتی یک گنج پیدا می‌کند طبیعی است که برای حفظش به آب‌وآتش هم می‌زند.

یادم هست یک روز در صحبت‌هایتان گفتید که گاهی انسان با اختیار خود پایش را لب رودخانه می‌گذارد، اما اگر آرام‌آرام رفت جلو و به وسط رودخانه رسید آنجا دیگر اختیارش دست خودش نیست، آنجا دیگر رودخانه او را می‌برد. این تمثیل چه کسانی است؟

این می‌تواند تمثیل کسانی باشد که خود را به امواج کنگره می‌سپارند. ایمان‌دارند به آنچه که بر اساس آموزش‌های کنگره عمل می‌کنند. یاد این جمله افتادم: «کنگره آغازی نموده است که پایانش در اختیار ما نیست. ادامه ایست بی‌وقفه، ماندنش جاوید و نامش برای اندیشه‌های پاک، اسطوره.»



این جمله را زیاد در کنگره شنیده‌ایم که اگر همسفر خودش تغییر کند می‌تواند باعث تغییر مسافر و حرکت خوب او در رسیدن به رهایی شود. حال برای هم‌سفرانی که خود را مقصر می‌دانند چه صحبتی دارید؟

همسفرانی که خود را مقصر می‌دانند بدانند که هر انسانی مسیری برای رشد خود دارد و هیچ‌چیز در این دنیا اتفاقی نیست. هر کس بر اساس خواسته‌های خود در مسیری مشخص پا می‌گذارد. مسیر رشد شما در کنار همسرتان بوده و مسیر رشد او در کنار شما کامل می‌شده. هر انسانی در هستی به جهت رشد و ارتقا باید از جهنم بگذرد و تاریکی را تجربه کند.

 

با توجه به اینکه آقای مهندس تأکید زیادی به حضور به‌موقع مسافران و همسفران در جلسات کنگره را دارند، توصیۀ شما برای رهجوهایی که دیر به جلسه می‌آیند یا یک هفته در میان می‌آیند و بیشتر توجیه آنان مسافرانشان است چیست؟ راهنما چه رفتاری می‌تواند با این دسته همسفران داشته باشد؟

به نظر من این دسته افراد هنوز به عمق فاجعه پی نبرده‌اند. من همیشه یک مثالی می‌زنم که خیلی خوشایند نیست. اگر هرکدام از این افراد همسرشان سرطان داشت آیا باز برای درمان به دنبال توجیه بودند؟ این آتشی است که در خرمن آن‌ها افتاده، نمی‌توانند بگویند به فلان دلیل فعلاً نمی‌توانم برای خاموش کردنش اقدامی بکنم. توجیه‌بردار نیست. راهنما باید وقتش را برای رهجویان منظم و کوشا صرف کند. کسانی که مرتب و به‌موقع حضور ندارند درس‌های راهنما را هم طوری می‌شنوند که انگار پشت تلفن صحبت می‌کند و صدا مرتب قطع و وصل می‌شود. بخش‌هایی را که نمی‌شنود از دست می‌دهد و نهایتاً هیچ درکی از کل مکالمه ندارد.

 

با توجه به اینکه شما از زمان شعبه کردگاری وبلاگ لژیونی داشتید، یک وبلاگ بسیار پربار در بلاگفا که هنوز هم هم‌سفران زیادی هستند که دارند از آن استفاده می‌کنند و با توجه به اینکه دارید در بخش انگلیسی سایت کنگره فعالیت می‌کنید، می‌خواهم یک مقداری از ارزش این کار و تأثیر آن در حال خوش همسفران و مسافران برایمان بگویید.

وبلاگ لژیون یکی از بهت

رین اتفاقات در دوران کمک راهنمایی من بود. همیشه خودم هم مطالب وبلاگ را می‌خواندم و از صحبت‌های بچه‌ها لذت می‌بردم از اینکه در کنار هم در حال رشد بودیم خوشحال بودم و حس خوبی به من می‌داد. همین حالا هم روزهایی که فرصت داشته باشم به وبلاگ «ما همسفران» سر می‌زنم و مطالب را مطالعه می‌کنم. امروز اگر افرادی هستند که از آن مطالب استفاده می‌کنند به خاطر خدمت بزرگی است که خانم آرزوی عزیزم آن روزها استارتش را زدند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند و کار بسیار بزرگی انجام دادند. قطعاً این هم قدمی بود در راه خدمت به افرادی که به دنبال راهی برای درمان و خلاصی از اعتیاد هستند. به قول استاد اگر انسان چیزی را که به دست می‌آورد با دیگران قسمت کند، هستی و کائنات هم گنج‌های بی‌پایان خود را با او قسمت خواهند کرد. ما دانش خود را چه به زبان فارسی و چه به زبان انگلیسی در اختیار دیگران می‌گذاریم تا آن‌ها هم آنچه را ما میدانیم و باعث آرامش و رهایی ما شده است را بدانند و به‌کارگیرند. فکر نمی‌کنم لذتی از این بالاتر وجود داشته باشد.

 

کلام آخر؟

کلام آخر اینکه؛ از خداوند سلامتی آقای مهندس و خانواده محترمشان را می‌خواهم و شاکر او هستم که فرصت خدمت را به ما عطا کرده است؛ و ممنونم از خداوند که دوستان بامحبتی مثل شما را در کنار من قرار داده است.

 

ما هم از خانم مرجان عزیز سپاسگزاریم که تجربیاتشان را از سال‌ها خدمت در کنگره در اختیار ما قرار دادند و آرزوی سلامتی و طول عمر باعزت برای خودشان و خانوادۀ محترمشان داریم.

 


منبع : نمایندگی همسفران شیخ بهایی





نوع مطلب : ورزش، مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 خرداد 1397 :: نویسنده : همسفر محدثه       
                  آپلود عکس
آرامش به معنای آن نیست که صدایی نباشد، مشکلی وجود نداشته باشد، کار سختی پیش رو نباشد.

آرامش یعنی در میان دغدغه ها، صدا ها، مشکلات و کار سخت،

دلی آرام وجود داشته باشد و بتوانی آرامشت را تقدیم کنی به عزیزانت و آنانی که دوستشان داری …





نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 خرداد 1397 :: نویسنده : مهری شجاعی       

" به تاکید باید گفت که نو شدن عیدانه،
به معنای دقیق کلمه در بیرون وجود آدمی روی نمیدهد و تا کسی از درون نو و تازه نشود، دنیای بیرون او هم تازگی نخواهد یافت.

نو شدن درونی حاصل فرآیندی طولانی و گاه تلخ است و آنگاه شیرینی‌هایی که از پس تلخی‌ها،کامیابی‌هایی که پس از ناکامی‌هابرای سالک منتظر پیش می‌آید،شایسته عید دانستن است

اما کسی که رنجی نمی‌برد و تلخی ای نمی‌چشد و به انتظاری نمی‌نشیند،اگر همه‌ی عالم را طراوت فراگیرد،ذره‌ای از آن شادابی به ضمیر وی راه نمی‌یابد.
برای او نعمت‌های عالم،همواره کهنه است و هرگز رنگ تازگی به خود نمی‌گیرد درحالیکه همین نعمت‌ها برای برخی لحظه به لحظه نو می‌شود "
...

" عید کردن برای یک مومن چیزی جز نو کردن جامه ایمان نیست
به هیچ چیز کهنه نباید رضایت داد
حتی به ایمان کهنه
حتی به هدایت کهنه
و
حتی به خدای کهنه

آدمى وقتى نو میشود، دو عنصر در او باید نو شود. در آن صورت است که معناى عید به تمام معنا محقق مىشود:
یکى اینکه اندیشه‌هاى او نو شود
دیگر آنکه انگیزه‌هاى او نو بشود

آنهایى که میخواهند عید حقیقى را در خود تجربه کنند، به درون خودشان مراجعه کنند و سراغ این عنصرهاى مهم ساختارى آدمى بروند و آنها را نو کنند.
نو کردن ایمان، نو کردن وجود آدمى است.
آدمى همان ایمان است.
ایمان سرمایه زندگى آدمى است.
ایمان یعنى عهدى که انسان با خدا دارد
ایمان یک پیمان است
تجدید این عهد و پیمان و نو کردن آن
عین نو کردن آدمی است.




نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 خرداد 1397 :: نویسنده : مهری شجاعی       

در راه مشهد شاه عباس
تصمیم گرفت دو بزرگ را
امتحان کند!!

به شیخ بهایی که اسبش
جلو میرفت گفت:
این میرداماد چقدر بی عرضه
است اسبش دائم عقب می ماند.

شیخ بهائی گفت:
کوهی از علم و دانش برآن 
اسب سوار است، حیوان کشش
اینهمه عظمت را ندارد.

ساعتی بعد عقب ماند،
به میر داماد گفت: 
این شیخ بهائی رعایت نمیکند،
دائم جلو می تازد.

میرداماد گفت:
اسب او از اینکه آدم بزرگی
چون شیخ بهائی بر پشتش
سوار است سر از پا نمی شناسد
و می خواهد از شوق بال در آورد.

این است "رسم رفاقت..."

در "غیاب" یکدیگر" حافظ آبروی" هم باشیم...






نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
   
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو